افراشته قد

لغت نامه دهخدا

افراشته قد. [ اَ ت َ / ت ِ ق َ ] ( ص مرکب ) آخته قد. ( مؤید ). بلندبالا. کذا فی المحمودی. ( فرهنگ شعوری ).

فرهنگ فارسی

آخته قد. بلند بالا

جمله سازی با افراشته قد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آن پیش که آزاد شود سرو تهی دست ما پرچم آزادگی افراشته بودیم

💡 قد افراشته و روی نکو خواهد دل در تو چیزی است که زین هر دو دلاویزتر است

💡 گنبدى است كه بر فراز اين كره خاكى افراشته و بدرى است كه بر كرانه افقها دميدهاست.

💡 هر پرچمى پيش از قيام قائم بر افراشته شود، صاحب آن طاغوتى است كه در برابرخدا پرستش مى شود.

💡 برآمد ابر به کردار عاشق رعنا کشیده دامن و افراشته سر از اعجاب

💡 زان نرگس نیم مست مستم کردی زان قامت افراشته پستم کردی

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز