لغت نامه دهخدا
افتاده حالی. [ اُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) متواضع بودن. فروتنی. آرام بودن. بی حالی:
کاکل از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد
سنبل از افتاده حالی همنشین ما شده.
افتاده حالی. [ اُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) متواضع بودن. فروتنی. آرام بودن. بی حالی:
کاکل از بالانشینی رتبه ای پیدا نکرد
سنبل از افتاده حالی همنشین ما شده.
متواضع بودن فروتنی آرامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گونههای مختلف گیاهی و جانوری روی کره زمین نابود شدهاند و زندگی بشر به خطر افتاده است و در حالی که آدمها دنبال سیاره جدیدی میگردند تا به آن کوچ کنند نوعی از موجودات فضایی میخواهند زمین را که بشر آن را رها کردهاست خانه خود کنند این جا هرتسوک به دنبال دانشمندان معتبر میرود تا تصویری یگانه از زمین واقعی ارائه دهد.
💡 مرحله گروهی با چند شگفتی همراه بود؛ یکی از آنها عملکرد عالی پرتغال بود که هر سه بازی خود را در گروه A برد، از جمله برد سه بر دو مقابل انگلیس در حالی که دو بر صفر عقب افتاده بود و برد سه بر صفر مقابل آلمان که در آن سرجیو کونسیسائو هر سه گل را زد.
💡 سن فسیل با دوره آمیختگی بین نئاندرتال ها و انسان های مدرن مطابقت دارد. در حالی که استخراج و تعیین توالی DNA از بقایای بقایای به طور بالقوه می تواند تایید کند که آمیختگی در آن زمان اتفاق افتاده است، شانس انجام موفقیت آمیز این امر به دلیل آب و هوای گرم منطقه (که تخریب DNA را سرعت می بخشد)، کاهش مییابد.
💡 آدریانا دوباره به تدی دلبسته میشود و با او قرار میگذارد و در حالی که مشکلی با نوید ندارد، با او بهم میزند. پس از اینکه تدی و آدریانا با هم قرار میگذارند، آدریانا میفهمد که تدی به دنبال یک رابطهٔ جدی و پایدار با او نیست. آدریانا متوجه اشتباه خود میشود و از طرفی تدی که با نوید دوست است از اتفاقی که بین آنها افتاده به نوید میگوید و اینطور نوید از دوستی دوباره با آدریانا امتناع میکند.