لغت نامه دهخدا
اف گفتن. [ اُف ف گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) آه کشیدن. رجوع به اف شود.
اف گفتن. [ اُف ف گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) آه کشیدن. رجوع به اف شود.
آه کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قامتت را که از او طوبی و جنت خجل است راستی را نتوان سرو خرامان گفتن
💡 چه سود احوال دل چون شمع گفتن با تو بی پروا؟ که در گوشت حدیث سوختن باد است می دانم
💡 در میان زنان نیز مرسوم بوده که وابستگان نزدیک میت گیسوان (پل) خود را میبریدند؛ و به شروه گویی یا به محلی سرو گفتن مشغول میشوند. وگاهی نیز به سرو سینه خود میزنند.
💡 بايد توجه داشت كه سخن گفتن از روى بى اطلاعى و حساب نشده به شخصيّت انسانلطمه مى زند.
💡 امیرکبیر، القاب و عنوانها فرمایشی را موجب زیانهای اجتماعی میدانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه «جناب» اکتفا میکرد، حتی نسبت به مقام صدارت.
💡 مشو غافل زپاس وقت هنگام سخن گفتن که دست از سر به بانگی مرغ بی هنگام بردارد