اعتبار بردن

لغت نامه دهخدا

اعتبار بردن. [ اِ ت ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) ارزش و قدر چیزی را پایمال کردن. بی اعتبار ساختن:
صورت پرستی از خلق برد اعتبار معنی
هرچند کعبه سنگ است تسکین برهمن کو.بیدل عظیم آبادی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

ارزش و قدر چیزیرا پایمال کردن بی اعتبار ساختن.

جمله سازی با اعتبار بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپتیموس سوروس نخستین امپراتور روم بود که در قاره آفریقا به دنیا آمده‌بود. خانواده او از سواران توانگر و سطح بالا بودند. سپتیموس سوروس به عنوان یک امپراتور موفق، اقداماتی را انجام داد که به وفاداری بیشتر سربازان به امپراتور و بالا بردن موقعیت افسران عالیرتبه نسبت به سناتور انجامید. او در این راه، مقام و اعتبار همیشگی هیئت منصفه را ملغی کردو سناتورهای جمهوری‌خواه را از مجلس اخراج کرد و اختیارات امپراتوری را در سرتاسر روم گسترش داد.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز