اشتر کرد

لغت نامه دهخدا

اشترکرد. [ اُ ت ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هندیجان بخش ایذه شهرستان اهواز، در 8 هزارگزی باختری ایذه. کوهستانی، معتدل، دارای 55 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان هندیجان بخش ایذه شهرستان اهواز ۸ هزار گزی باختری ایذه کوهستانی معتدل.

جمله سازی با اشتر کرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رحمش آمد بر حکیم و عزم کرد کش بر اشتر بر نشاند نیک‌مرد

💡 هزار اشتر آراسته بار کرد ده از بارگی بار دینار کرد

💡 مهدی سلوکی در هنرستان رشتهٔ گرافیک را برگزید و در همین مقطع بود که جذب کار تلویزیونی شد. او در سال ۱۳۷۹ دیپلم خود را از هنرستان مالک اشتر تهران دریافت کرد.

💡 حسین اشتری هنرمند خالکوبی کار که در زمان مجروحیت ۲۲ ساله بود. اشتری در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۱ در اعتراض دانشجوها در کرج شرکت کرده بود که با اسلحه پینت بال به چشم چپش اصابت کرد و ضربه قابل توجهی به چشم چپ وارد کردن.

💡 به بوی پیل می آمد بر اشتر صلح کرد آخر در آوردنش از خلقان سری و گردنی برسر

💡 چهل اشتر از لعل و در بار کرد همی نام خود قهر تجار کرد

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز