اشتر غار

لغت نامه دهخدا

اشترغار. [ اُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است و تازه آنرا مانند کاهو در مصر و موصل میخورند، مفتح سده و مدر بول و مسخن معده و هاضم. ( منتهی الارب ). گیاهی است که از بیخ آن آچار سازند و در بعضی فرهنگهاست که گیاهی است تلخ و بعضی بر آنند که تلخ آن اهل خراسان در سرکه پرورده خورند،معده را قوت دهد و اشتها آرد. ( هفت قلزم ). مثله ( مثل اشترخار ) هندش جوانسه گویند و در بعض فرهنگ نامه هاست که گیاهی است تلخ و فی بعض الطب: اشترغار با چهارم موقوف، بیخی است که از خراسان می آرند و گویند بیخ درخت انگوزه خراسانی است. در سرکه پرورده خورند، معده را قوت دهد و اشتها آرد و جرم او دیرگوار است. ( مؤید الفضلا ). بیخ درخت انگدان است. ( از الفاظ الادویه ).شوک الجمال. و رجوع به اشترخار و اشترغاز و اشترخاو و شترخار و خارشتر شود.

فرهنگ فارسی

لقب مردی

جمله سازی با اشتر غار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نی‌نی که تو بر اشتر تن شهره سواری و اندر ره تو جوی و جر و بیشه و غار است

💡 آنک قطار ابر را زیر فلک چو اشتران ساقی دشت می‌کند برکه و غار می‌کشد

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز