فرهنگ معین
(اِ مَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - پراکنده کردن. ۲ - درآمدن در کاری.
(اِ مَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - پراکنده کردن. ۲ - درآمدن در کاری.
پراکنده کردن.
درآمدن در کا
💡 دارد آنسان کرمی عفو خطا آشامت که لبش تر نکند مایه سد بحر گناه
💡 پناه خلق بدان حلم دوزخ آشامت ز انتقام تو کورست معدۀ ناری
💡 شبخیز کردی نام خود، تا صبح سازی شام خود هر شام سازم صبح تو، تا دردی آشامت کنم
💡 طمع قوی شود از جود گنج پردازت گنه خجل شود از عفو دوزخ آشامت