اسپید دار

لغت نامه دهخدا

اسپیددار. [ اِ ] ( اِ مرکب ) سپیدار. غیشام. قشام. ( محمودبن عمر ربنجنی ). رجوع به اسپیدار شود.

فرهنگ فارسی

سپیدار

جمله سازی با اسپید دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این اسپید کیوبرها به ترتیب رکورد داران جهان در مکعب روبیک می‌باشند:

💡 گهی زردی گهی سرخی گه اسپید ز بیم یار داری عین امّید

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز