اسماعیل بک

لغت نامه دهخدا

اسماعیل بک. [ اِ ب َ ] ( اِخ ) یکی از پسران اسفندیار نامی که در جهات قسطمونی حکمرانی داشت. در زمان سلطان محمدخان ثانی بعضی علائم و آثار عصیان و طغیان از وی مشاهده میشد. درسنه 863 هَ. ق. پادشاه مزبور لشکرکشی کرد و قسطمونی را تحت تصرف خویش درآورد و آنرا به قزل احمدبک برادر اسماعیل بک که از ملتزمین رکاب بود سپرد. در نتیجه اسماعیل بک مدتی در قلعه سینوب تحصن اختیار کرد و آخرالامر مجبور به تسلیم گردیده و مورد الطاف شاهانه قرار گرفت و آینه کول و یارحصار را تیول او قرار دادندو وی تا گاه مرگ بدانجا بود. ( قاموس الاعلام ترکی ).

فرهنگ فارسی

یکی از پسران اسفندیار نامی که در جهات قسطمونی حکمرانی داشت.

جمله سازی با اسماعیل بک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رسمِ قربانی ست اندر کیشم اسماعیل وار گر به تیغِ هجرِ آن مه روی قربان نیستم

💡 مدیر این شرکت حبیب اسماعیلی تهیه‌کننده سینما می‌باشد و پخش فیلم‌های پرفروشی همچون من سالوادور نیستم و اکسیدان را بر عهده داشته‌است.

💡 چو اسماعیل پیش او بنوشم زخم نیش او خلیلم را خریدار‌م چه گر قصد ستم دارد

💡 اسماعیل‌آباد یک روستا در ایران است که در بخش فردوس شهرستان رفسنجان واقع شده‌است. اسماعیل‌آباد ۳٬۰۳۴ نفر جمعیت دارد.

💡 یکی ربود یکی را و گفتش: اسماعیل یکی گرفت یکی را و، خواندش: ابراهیم

💡 تخمیس زیر را شاه اسماعیل یکم با تضمین از غزل حافظ سروده است. سه مصراع اول هر بند از شاه اسماعیل (با تخلص خطایی) است و دو مصراع آخر هر بند، یک بیت از غزل حافظ است.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز