( آس باد ) آس باد. ( اِ مرکب ) آسیا که بقوت باد گردد. بادآس. رحی الرّیح. ( ربنجنی ). آسیاچرخ.، اسباد. [ اِ ] ( ع مص ) نو برآمدن گیاه نصی در بنه خشک آن. نو برآمدن گیاه نصی در قدیم آن. ( منتهی الارب ). || موی ستردن. ( منتهی الارب ).
اسباد. [ اَ ] ( ع اِ ) جامه های سیاه. || سرهای گیاه نصی که اول روید. ( منتهی الارب ).
( آس باد ) (س ِ ) (اِمر. ) آسی که با نیروی باد کار می کند. بادآس.
( آس باد ) ( اسم ) آسی که بقوت باد گردد باد آس آسیا چرخ.
آسیا که بقوت باد بگردد
جامه های سیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آس باد بنایی است شکل گرفته از خشت و گل و متشکل از دو واحد ساختمانی شامل سالن اصلی آس باد در طبقه همکف و محفظه محیط چرخ و پره در پشت بام.
💡 ورودی طبقه همکف در جهت مخالف وزش باد قرار دارد و در حقیقت اتاقی است که در آن قطعات متحرک آس باد و سنگهای بزرگ و مدور قرار دارد و در نقطهای دیگر از این مکان انبارک گندم یا غله دیده میشود.
💡 واژه آس در زبان فارسی به معنی دستگاهی است که برای خرد کردن مواد غذایی استفاده میشود. دستاس به معنی آس دستی است. آسیاب آسی است که با نیروی آب به چرخش در می آید و آسباد به آس بادی گفته میشود.