ازناور

لغت نامه دهخدا

ازناور. [ ] ( گرجی، ص ) بقول کاترُمِرمردی بسیار شجاع و پهلوان: گرجیان را خوش آمد وآن روز تا شبانگاه کروفری می کردند از طرفین، آخرالامر از ازناوران دلاور یکی پیش آمد و سلطان، منکروار:
ز لشکر برون تاخت برسان شیر
به پیش هجیر اندر آمد دلیر.
( جامع التواریخ رشیدی چ بلوشه ج 2 ص 29 متن و ص 25 تعلیقات فرانسه ). همین کلمه در حبیب السیر ( جزو 4 از ج 2 ص 237 ) ازناورد آمده است.

فرهنگ معین

(اَ وَ ) [ گرجی ] (ص. ) ۱ - شریف و بزرگ قوم. ۲ - شجاع و دلیر و پهلوان.

ویکی واژه

گرجی
شریف و بزرگ قوم.
شجاع و دلیر و پهلوان.

جمله سازی با ازناور

💡 از دیگر اجراهای آن می‌توان به اجرای گروه دیو بروبک کورتت، لوچیانو پاواروتی، شارل آزناور، دالیدا، مارک لاووئن، ادیت پیاف، میری ماتیو، لویی آرمسترانگ، بیل ایوانز، استن گتز و اجرای آندره بوچلی اشاره کرد.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز