کلمهی «آزرده پشت» در فارسی به معنای چارپا یا حیوان بارکشی است که پشت او خسته، زخمی یا آسیبدیده باشد. این عبارت نشاندهنده وضعیت تحمل فشار و زحمت زیاد بر حیوان است و غالباً در کارهایی مانند کشیدن بارهای سنگین یا انجام وظایف طاقتفرسا به کار میرود. در معنای مجاز و استعاری، «آزرده پشت» به انسان یا حیوانی اشاره دارد که پیری و سختیهای زندگی باعث خمیدگی و خستگی او شده باشد و توان و نیرویش کاهش یافته است. در ادبیات فارسی، این عبارت برای بیان رنج، تحمل دشواریها و فرسودگی جسمی و روحی استفاده میشود و گاه با حس همدردی یا تأسف همراه است. کاربرد آن میتواند برای توصیف افراد مسن، کهنهکار یا کسانی که سالها زحمت کشیدهاند به کار رود. این واژه بار معنایی منفی ندارد بلکه حالت واقعی و طبیعی خستگی و فرسودگی را بیان میکند. در مکالمات روزمره کمتر شنیده میشود و بیشتر در متون ادبی، تاریخی و توصیفی کاربرد دارد. از نظر معنایی، «آزرده پشت» با واژههایی مانند خسته، فرسوده، پیر و بارکش نزدیکی دارد.
ازرده پشت
لغت نامه دهخدا
( آزرده پشت ) آزرده پشت. [ زَدَ / دِ پ ُ ] ( ص مرکب ) چاروائی که پشت او خسته و ریش شده باشد. || مجازاً، پیری پشت بخم کرده.
فرهنگ فارسی
( آزرده پشت ) چاروائی که پشت او خسته و ریش شده باشد
جمله سازی با ازرده پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو پیر کهن گردد آزرده پشت ز نیزه عصا به که گیرد به مشت