لغت نامه دهخدا
( آزادی طلب ) آزادی طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) آزادیخواه.
( آزادی طلب ) آزادی طلب. [ طَ ل َ ] ( نف مرکب ) آزادیخواه.
( آزادی طلب ) ( اسم ) آزادی طلب دوستدار آزادی. ۲ - طرفدار آزادی فردی.
آزادیخواه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از دلایل بسیار مهم انقلاب ۱۸۴۸ آلمان، گسترش حس آزادی طلبی در سرزمینهای آلمانی بود که پس از انقلاب فرانسه و جنگهای ناپلئونی ایجاد شده بود. به علاوه، تحرکات انقلابیون در دیگر کشورهای اروپایی، انقلابیون آلمان را به نهضت و قیام تشویق نمود. در فوریه ۱۸۴۸، شاه لوئی-فیلیپ در فرانسه با حمایت انقلاب بر تخت نشست. این رویداد، مشوق آلمانیها برای طغیان بر ضد حکام ظالم آلمانی و اتریشی گردید.
💡 حاجعلی مرحوم هیچ گناهی جز وطنپرستی و مشروطه طلبی نداشت. کسی که از محبس صمدخان فرار کرده بود بمن گفت که حاج علی در محبس در حالی که به زنجیر گردنش اشاره میکرد به او گفته: فلانکس این زنجیر، فُکل وطنپرستان و آزادی طلبان است.
💡 زنان با شرکت فعال در اعتراضات در بهار عرب در تعدادی از کشورها کمک مؤثری به گسترش این اعتراضات کردند. این تظاهرات اساساً با مضمون آزادی طلبی و خلاصی از ظلم بود و ربط چندانی به مسائل دینی نداشت. بسیاری از فعالین در زمینه حقوق زنان امیدوارند که انقلابات منجر به افزایش دمکراسی و در نتیجه افزایش حقوق زنان بشود.