فرهنگ معین
( از آب درآمدن ) (اَ. دَ. مَ دَ ) (مص ل. ) نتیجه دادن، مشخص شدن نتیجة نهایی کار یا عملی.
( از آب درآمدن ) (اَ. دَ. مَ دَ ) (مص ل. ) نتیجه دادن، مشخص شدن نتیجة نهایی کار یا عملی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عياشى، اين معنا را از ابى بصير و ابى جعفر و ابى عبداللّه (امام صادق ) (عليهمالسلام )، و ابن شهر آشوب از ابان، از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده اند، وآنچه در اين روايات آمده جزء باطن قرآن است، به آن معنايى كه ما در بحث پيرامون محكمو متشابه در جلد سوم عربى اين كتاب براى باطن قرآن كرديم.
💡 گر نیابی صحبت مرد خبیر از اب وجد آنچه من دارم بگیر