لغت نامه دهخدا
ارگ زن. [ اُ زَ ] ( نف مرکب ) که ارگ نوازد. رجوع به ارگ شود.
ارگ زن. [ اُ زَ ] ( نف مرکب ) که ارگ نوازد. رجوع به ارگ شود.
کسی که ارگ نوازد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زلزله پنجم دیماه ۱۳۸۵، بهاری بود برای شهر بم و ارگ بم(بزرگترین بنای خشتی). به دلیل اینکه تا قبل از زلزله، ارگ بم را با قدمتی ۲۵۰۰ ساله میشناختند.
💡 بعدها با سرنگونی افشاریان، تهران در گستره نفوذ قاجارها که رقیب کریمخان زند بودند درآمد و در طی جنگ و کشاکش میان خان قاجار و کریمخان، لشکر قاجار تارومار شد و کریمخان با لشکر خویش وارد تهران گردید. ظاهراً قصد کریمخان این بود که تهران را پایتخت خویش کند چرا که که ساختمان دیوانی را در آنجا بنا نهاد و به فرمان او برج و باروی شهر تعمیر گردید و ارگ سلطنتی نیز بازسازی شد.
💡 نایب السطنه این امتیاز ویژه را دارد که تنها مهره ای در صفحه است که میتواند وارد ارگ خودی شود. این مهره با ورود به ارگ خودی، مصون میشود و بدین ترتیب مانع از ورود حریف به ارگ خودی شده و نمیگذارد حریف اجازه اعلام تساوی را به دست بیاورد.