ارزوگاه

لغت نامه دهخدا

( آرزوگاه ) آرزوگاه. [ رِ ] ( اِ مرکب ) جای آرزو:
در آن آرزوگاه فرخاردیس
نکرد آرزو با معامل مکیس.نظامی.

فرهنگ فارسی

( آرزوگاه ) جای آرزو
( آرزو گاه ) ( اسم ) جای آرزو محل آرزو.

جمله سازی با ارزوگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن آرزوگاه با دور باش نکردند جز بوسه چیزی تراش

💡 همی آرزوگاه و شهر آمدش یکی تنگ تابوت بهر آمدش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران