ادمزاده
مترادفها
انسان، آدمیزاد
لغت نامه دهخدا
( آدمزاده ) آدمزاده. [ دَ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آدمیزاد. آدمیزاده. فرزند آدم ابوالبشر. انسان:
آخر آدمزاده ای ای ناخلف
چند پنداری تو پستی را شرف ؟مولوی.
جمله سازی با ادمزاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مطیع امر دیوان تا کِی آدمزاده ای ایدل بخویش آ تا دو روزی کارها وارون کنیم آخر
💡 هر ادمزاده در این جهان، با مجموعهای از تواناییها و محدودیتها متولد میشود که مسیر زندگی او را شکل میدهند.
💡 در متون فلسفی، بحث درباره حقوق و تکالیف هر ادمزاده نسبت به جامعه و محیط زیست، اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده است.
💡 ما باید یاد بگیریم که با احترام به هر ادمزاده، در واقع به کرامت انسانی و ارزشهای والای زندگی احترام میگذاریم.