لغت نامه دهخدا
( آدمزاده ) آدمزاده. [ دَ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آدمیزاد. آدمیزاده. فرزند آدم ابوالبشر. انسان:
آخر آدمزاده ای ای ناخلف
چند پنداری تو پستی را شرف ؟مولوی.
( آدمزاده ) آدمزاده. [ دَ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آدمیزاد. آدمیزاده. فرزند آدم ابوالبشر. انسان:
آخر آدمزاده ای ای ناخلف
چند پنداری تو پستی را شرف ؟مولوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مطیع امر دیوان تا کِی آدمزاده ای ایدل بخویش آ تا دو روزی کارها وارون کنیم آخر