فرهنگ معین
( آدم حسابی ) ( ~. حِ ) [ ع - فا. ] (ص. ) ۱ - فهمیده، قابل اعتماد. ۲ - دارای اصالت.
( آدم حسابی ) ( ~. حِ ) [ ع - فا. ] (ص. ) ۱ - فهمیده، قابل اعتماد. ۲ - دارای اصالت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «زیاد دراعتراض به اشغال توسطِ شوروی نبود، بیشتر به خاطر جو بیروحیگی و بیتفاوتی بود. مردم نه تنها ناامید شده بودند، بلکه تسلیم شده بودند. او میخواست به جو بیروحیگی پایان دهد. من فکر میکنم مردمی که در خیابان بودند، جمعیتی خاموش و غمزده با چهرههای عبوس که با یک نگاه به چهرههایشان میشد فهمید که همگی درک میکردند، همه آدم حسابیها میخواستند کاری کنند.»
💡 شجونی در سال ۱۳۹۳ در پاسخ به خبرنگار روزنامه اعتماد که از او در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ پرسیده بود، گفت: «روحانی هم فقط رای نصف مردم را دارد و یک مشت زن بدحجاب به امید آنکه بیحجابی شود رفتند و به او رای دادند و پیشنهاد داد که حسن روحانی باید استعفا بدهد و به خانه برود و پس از او دوباره انتخابات آزاد برگزار میکنیم و یک آدم حسابی میآوریم». او همچنین حسن روحانی را به دلیل آنکه گفته بود بعد از۱۰۰ روز ارزانی میآید، اما نیامد به دروغ گویی متهم کرد.