رستم بن فخرالدو
لغت نامه دهخدا
رستم بن فخرالدوله. [ رُ ت َ م ِ ن ِ ف َ رُدْ دَ ل َ ] ( اِخ ) مجدالدوله بویهی، مکنی به ابوطالب که در سال 387 هَ. ق. در یازده سالگی پادشاه شد. رجوع به مجدالدوله ابوطالب رستم و ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 هَ. ق. ص 621 و تاریخ گزیده ج 1 ص 390، 626، 427، 429 و 437 و تتمه صوان ص 47 و مجمل التواریخ و القصص ص 19، 382 و 396 و رستم بن علی و آثارالباقیه ص 133 شود.
جمله سازی با رستم بن فخرالدو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به هفت عضو تن از چین زلفشان آشوب کمند رستم و غوغای هفتخوان بینم
💡 همان کن تو با من بر این جای داد که با رستم نامور کیقباد
💡 بود اندر لشگرش مردان مرد همچو سام و همچو رستم در نبرد
💡 بدو گفت هومان که در کارزار رسیدست رستم به من اند بار
💡 تا ظن نبری که از غمانت رستم یا بیتو صبور گشتم و بنشستم