لغت نامه دهخدا
اخی بک. [ اَ ب ِ ] ( اِخ ) رسول شاه اسمعیل صفوی نزد والی هرموز و امیر علأالملوک حاکم لار. رجوع به حبط ج 2 صص 351 - 352 شود.
اخی بک. [ اَ ب ِ ] ( اِخ ) رسول شاه اسمعیل صفوی نزد والی هرموز و امیر علأالملوک حاکم لار. رجوع به حبط ج 2 صص 351 - 352 شود.
رسول شاه اسمعیل صفوی نرد والی هرمز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر تو خواهی باقی این گفت و گو ای اخی در دفتر چارم بجو
💡 ای اخی دوزخ و بهشت ببین بیگمان شو ز مالک و رضوان
💡 اخی باز بردش به خلوت سرای ولی شیخ را بر سفر بود رای
💡 گفتمش خیر است برگو ای اخی تا چه دیدی زین گروه دوزخی
💡 برو یا اخی پیشه کن راستی اگر خدمت پادشا خواستی