اخور سنگین
لغت نامه دهخدا
( آخور سنگین ) آخور سنگین. [ خ ُ رِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به آخر سنگین شود.
فرهنگ معین
( آخورسنگین ) ( ~. سَ ) (اِمر. ) ۱ - آخوری که در آن کاه و علف نباشد. ۲ - سنگاب، آبشخور ساخته شده از سنگ برای چهارپایان اهلی.
جمله سازی با اخور سنگین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رستم ز چار آخور سنگین روزگار در هشت باغ عشق چریدم به صبحگاه
💡 ای دل صلای قرصهٔ رنگین آفتاب کز ره بلای آخور سنگین کشیدهایم
💡 حق تو خاقانیا کعبه تواند شناخت ز آخور سنگین طلب توشهٔ یومالحساب
💡 دربند چار آخور سنگین چه ماندهای در زیر هفت آینه خود بین چه ماندهای
💡 رخش تو را بر آخور سنگین روزگار برگ گیا نه و خر تو عنبرین چرا
💡 آن لاشه جست ز آخور سنگین هندوان در مرغزار سنبل آهوی چین گریخت