اثال

لغت نامه دهخدا

اثال. [ اَ/اُ ] ( معرب، اِ ) ( از یونانی آیتال ) یکی از آلات کیمیا که از شیشه یا سفال کنند برهیئت طبقی با سرپوش و دم بطول یک ذراع و عرض یک بدست و برای تصعید جیوه و گوگرد و زرنیخ و جز آن بکار برند.
اثال. [ اَ/اُ ] ( ع اِ ) بزرگی موروثی و بزرگی ذاتی. ( منتهی الارب ). بزرگواری.
اثال. [ اَ/اُ ] ( اِخ ) نام کوهی. || مردی منسوب بدین کوه. || آبی است بنی عبس را یا قلعه ای است ایشان را. ( منتهی الارب ). کوهی است بنی عبس را که میان او و میان آبی که مسافران بر آن نزول کنند آنگاه که از بصره بطرف مدینه روند به سه میل فاصله از بصره و آنجا منزل اهل بصره است پس از قوّ و گویند قلعه ای است در بلاد عبس نزدیک محلهای بنی اسد. ( مراصد ). || دهی است در قاعه. ( منتهی الارب ). || وادیی است که آبش در وادی ستاره میریزد. ( منتهی الارب ). و آن معروف به قدید است. ( مراصد ). || آبی است نزدیک غمازه. || موضعی است بین غمیر و بستان ابن عامر. ( منتهی الارب ). و آن در راه حاج است. ( مراصد ). || نام اسب ضمرةبن ضمره نهشلی. ( منتهی الارب ). || جائی از زمین یمامه از بنی اسد. ( مراصد ).
اثال. [ اَ] ( اِخ ) ابن لُجَیم. پدر حیّی است و از آن حی است خوله حَنفیّه بنت جعفر مادر محمّدبن علی بن ابیطالب.
اثال. [ اُ ] ( اِخ ) ابن نعمان. صحابی است.
اثال. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اثله.

فرهنگ فارسی

نام کوهی

جمله سازی با اثال

💡 110- ابن آثال، پزشك مخصوص معاويه بود. زمانى كه معاويه مى خواست براىفرزندش يزيد بيعت بگيرد، متوجه شد كه مردم شام هوادار عبدالرحمان، فرزند خالد بنوليد، هستند. اين بود كه به ابن آثال فرمان داد تا عبدالرحمان را در خفا مسموم سازد، واو را به بخشودگى ماليات يك سال و ماموريت گرفتن ماليات حمص دلگرم گردانيد.ابن آثال فرمان برد معاويه هم به وعده خود وفا كرد. و پس از آن خالد بن عبدالرحمانيا برادر زاده اش به نام مهاجر او را كشت به اغانى ج 15، ص 12 - 13 و تاريخ طبرىج 2، ص 82-83 و ابن اثير ج 3، ص 378 مراجعه نماييد. يعقوبى در تاريخش ‍ مىنويسد: معاويه ابن آثال مسيحى را ماءمور خراج حمص كرد، در صورتى كه هيچيك ازخلفاى پيش ‍ از او به يك فرد مسيحى چنين ماموريتى نداده بودند. تاريخ يعقوبى، ج 2،ص 223.

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز