لغت نامه دهخدا
اتشند. [ اُ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است از اعمال نسف. ( سمعانی ) ( معجم البلدان ).
اتشند. [ اُ ش َ ] ( اِخ ) قریه ای است از اعمال نسف. ( سمعانی ) ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسکه از گرم اختلاطی گلرخان آتش وشند عاشقان تا دیده اند این قوم را در آتشند
💡 27 - اما كسانى كه مرتكب گناهان شدند جزاى بدى بمقدار آن دارند و ذلت و خوارى چهرهآنها را مى پوشاند و هيچ چيز نمى تواند آنها را از (مجازات ) خدا نگهدارد، (چهره هاشانآنچنان تاريك است كه ) گوئى پاره هائى از شب تاريك صورت آنها را پوشانده، آنهاياران آتشند و جاودانه در آن خواهند ماند.
💡 یا چو مهر و کین شه خلاق آب و آتشند مهر و کین شه بهم گشتند امشب سازگار
💡 و هـمه آنها كه در آتشند به خازنان دوزخ مى گويند پروردگارتان را بخوانيد يك روزهم كه شده عذاب را بر ما تخفيف دهد (49).
💡 قطعاً منافقان، در پست ترين عمق آتشند وهرگز براى آنان هيچ ياورى نمى يابى.
💡 خواب امن و دولت بیدار، آب و آتشند شمع میلرزد تمامِ شب به زرین افسرش