لغت نامه دهخدا
( آتش سگ ) آتش سگ. [ ت َ ش ِس َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام گیاهی است دوائی وآن را بتازی بنفسج الکلاب خوانند. ( برهان ). برنوف. ظاهراً این کلمه مصحف تس سگ است. رجوع به تس سگ شود.
( آتش سگ ) آتش سگ. [ ت َ ش ِس َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام گیاهی است دوائی وآن را بتازی بنفسج الکلاب خوانند. ( برهان ). برنوف. ظاهراً این کلمه مصحف تس سگ است. رجوع به تس سگ شود.
( آتش سگ ) ( اسم ) گیاهی دارویی است بنفسجالکتاب.
نام گیاهی است دوایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنرا که دل از غمی مشوّش باشد باد سحرش آب بر اتش باشد
💡 روا باشد که چندین کرده پرهیز سرانجام از فساد اتش کنم تیز
💡 مرغ بر اتش دیدستی و ماهی بر خاک من دلخسته چنین دان که چنانم بی تو
💡 با اتش غم چو شمع، دل خوش کردیم کآبیست ز سر گذشته این آتش ما
💡 دل ابن حسام از اتش شوق ز گرمی سینه را پرجوش دارد
💡 در اتش اگر رضای طبعت بینم چون شمع بسر شوم در آتش نه پای