اتش روشن کردن

لغت نامه دهخدا

( آتش روشن کردن ) آتش روشن کردن. [ ت َ رَ / رُو ش َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افروختن آتش. || مجازاً، انگیختن فتنه و فساد.

فرهنگ فارسی

( آتش روشن کردن ) ( مصدر ) ۱- افروختن آتش. ۲ - فتنه انگیختن بر پا کردن فساد.
افروختن آتش مجازا انگیختن فتنه و فساد

جمله سازی با اتش روشن کردن

💡 در معبد شینتویی در دو طرف راهروی ورودی، در داخل و بیرون محوطهٔ زیارتگاه غالباً فانوس‌های سنگی یا برنزی دیده می‌شوند. به عنوان یک قاعدهٔ کلی، فانوس‌های معابد هدیهٔ مؤمنان اطراف معبد به صورت فردی یا از طرف انجمن‌های مختلف است. ایدهٔ اهدای فانوس به معبد به خاطر این فایده که مسیر زیارتگاه را روشن کند، ممکن است از فکر آتش روشن کردن به منظور استقبال و تکریم از کامی سرچشمه گرفته باشد.

💡 در این فصل مسابقات قهرمانی باشگاه‌های تهران چندین بار قطع گردید، نا آماده بودن زمین ورزشگاه، اعتراض تماشاگران به عدم برگزاری بازی پرسپولیس و پاس که با آتش روشن کردن در زمین بازی و شکستن شیشه‌ها در خیابان‌ها همراه بود و همچنین شرکت تیم ملی در جام ملت‌های آسیا در اندونزی و تعداد زیاد بودن اردوهای تیم ملی همگی موجب گردید که جام قهرمانی باشگاه‌های تهران درحالی‌که شش هفته خود را پشت سر گذاشته بود تا پایان سال تعطیل شده و بازی‌های این سال دیگر هرگز برگزار نشود.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز