اتش رنگ

لغت نامه دهخدا

( آتش رنگ ) آتش رنگ. [ ت َ رَ ] ( ص مرکب ) سخت سرخ:
هست یکدانه لعل آتش رنگ
بهتراز صدهزار خرمن سنگ.مکتبی.- آب آتش رنگ؛ مجازاً، شراب:
برحذر باش زآب آتش رنگ
که تفش اژدها است، تاب نهنگ.اوحدی.

فرهنگ عمید

( آتش رنگ ) قرمزرنگ: تو دهیّ و تو آری از دل سنگ / آتش لعل و لعل آتش رنگ (نظامی۴: ۵۳۸ ).

فرهنگ فارسی

( آتش رنگ ) ( صفت اسم ) سرخ پر رنگ قرمز آتش فام.
سرخ رنگ

جمله سازی با اتش رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش روی اوکه آتش رنگ می‌بازد ز شرم آینه از ساده‌لوحی می‌زند نقشی بر آب

💡 آب آتش رنگ ده ساقی که می‌بخشد صبا خاک را پیرانه سر پیرایه عهد صبا

💡 خنجر آتش فشانَت آب بدخواهان بِبُرد آب آتش رنگ بر نِه برکف آتش فشان

💡 زخاک افسرده تر، از باد سر گردانترم صائب علاج درد من از آب آتش رنگ می آید

💡 آب ز آتش رنگ خون دارد تو گویی آب نیل بر گروه قبطیان خون شد به امر کردگار

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز