ابونصر عباسی

لغت نامه دهخدا

ابونصر عباسی. [ اَ ن َ رِ ع َب ْ با ] ( اِخ ) از علمای شیعه. او راست: کتاب فضائل القرآن. ( ابن الندیم ).

جمله سازی با ابونصر عباسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از نفوذ اسماعیلیان در سایر مناطق جهان اسلام و فرستادن داعی به مناطق مختلف سبب شد تا پیروان و طرفداران آن‌ها در ایران و شام رو به زیادی رود. یکی از این افراد، شخصی به نام حسن صباح بود که بعد از مدتی متأثر از داعیان معروف اسماعیلیان، امیره ضراب، ابونصر سراج و در آخر عبدالملک بن عطاش، تحولی مذهبی در او به وجود آمد. وی در سال ۴۶۹ تا ۴۷۳ هجری عازم سفر حج و سپس مصر و قاهره شد، تا به دیدار مستنصر فاطمی رود. وی که سودای مخالفت با سلاجقه و خلافت عباسی را در سر داشت، در مصر مقام داعی دیلمان، قهستان و دیگر سرزمین‌های اسماعیلی‌نشین را از خلیفه فاطمی دریافت کرد. وی در بازگشت از مصر، سفرهای سیاسی مذهبی خود را برای کسب آگاهی بیشتر آغاز کرد. با این زمینه‌سازی‌های مذهبی و سیاسی، روابط خود را با داعیان اسماعیلی گسترش داد و چنان پیش رفت که در ۶ رجب ۴۸۳ قمری (۱۰ سپتامبر ۱۰۹۰ میلادی) در اندک مدتی توانست نهضتی اسماعیلی در قلاع ایران و از آن میان، الموت، لمسر و … پایه‌گذاری کند که بعدها پس از قتل نزار، ولیعهد و جانشین مستنصر، تحت نام نزاریه فعالیت‌های سیاسی و مذهبی خود را ادامه داد. او طی زمان اندکی توانست بر تمامی قلاع مرتفع مسلط شود و فرمانروایی خود را در میان اسماعیلیان ایران در شمال، شمال غرب، شرق و مرکز ایران نافذ گرداند.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز