ابن حائک حسن بن احمد
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] «ابومحمد حسن بن احمد بن یعقوب همدانی» معروف به «ابن حائک»، مورخ، جغرافیدان و نسابه عرب، بنا به قراینی که در کتاب «سرائر الحکمة» وی وجود دارد، در سال 280ق در خانواده ای متوسط، در قبیله همدان، در صنعاء چشم به جهان گشود. نسب وی به علیان بن أرحب و پس از آن، به بکیل و در نهایت به همدان می رسد.
قبیله وی ساکن جنوب جزیرة العرب بوده اند. این نسبت (همدانی) باعث شده که برخی او را با ابن فقیه- که از شهر همدان ایران بوده است- اشتباه کنند و در نیمه قرن پیش، دانشورانی بزرگ، دستخوش این اشتباه شده اند.گاهی نیز وی را، به نام جدّش، ابن ابی الدّمین نامیده اند که این نیز پیچیدگی را افزوده است. لقب ابن حائک را ظاهرا دشمنانش به او داده اند.
به نظر می رسد خاندان همدانی از عوامل زیادی تاثیر پذیرفته اند که البته چیز زیادی درباره آن ها نمی دانیم. این مقدار دانسته است که این خاندان، جزء نخستین خاندان هایی بودند که بادیه نشینی را رها کرده، به شهرنشینی روی آوردند، از این رو برخی به کوفه و گروهی دیگر به زبید رفتند. برخی از آن ها به کارهایی نظیر صنعت، اشتغال ورزیدند که اعراب بدوی از آن تنفر داشتند.
درباره اوایل زندگی وی اطلاعی در دست نیست اما به نظر می رسد که وی با خاندان خود به کار حمل حجاج و بازرگانان از صعده به مکه، مشارکت داشته است.
وی در عنفوان جوانی زندگی خود، در یکی از سفرهایی که به مکه داشت، مجاورت این شهر را برگزید و از محضر خضر بن داود، از علمای مکه که از جمله روایان «السیرة» از ابن اسحاق بود و نیز ابوعلی هجری بهره برد. در این شهر که از بزرگترین مراکز علمی آن دوره بود، همدانی قله های علم را یکی پس از دیگری فتح کرد و به مطالعه بسیاری از کتب همچون دیوان های شعر و تالیفات کلبی و غیره در انساب پرداخت.
آوازه علم و دانش همدانی در همه جا پیچید، از این رو وی با بسیاری از دانشمندان عصر خود نظیر ابوبکر محمد بن قاسم بن بشار انباری، ابوعمر نحوی، ابوعبدالله حسین بن حالویه و... که در عراق می زیستند، به نامه نگاری و مکاتبه پرداخت.
جمله سازی با ابن حائک حسن بن احمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شيخ ما محمد حسن بن احمد، پسر وليد، از سعد بم عبداللهنقل كرد كه او مى گفت: دعاى فارسى در قنوت جايز نيست. ولى محمد بن حسن صفارقايل به جواز بود، اما نظر من اين است كه دعاى فارسى در قنوت جايز است؛ زيرا امامتقى عليه السلام فرمود: منعى نيست كه نمازگزار در نماز واجب به هر لفظى كه باخداوند مناجات مى نمايد تكلم كند.
💡 البته صحيفه اى كه اكنون موجود است از نظر سند به نجم الدين بهاء الشرف،ابوالحسن محمد ين حسن بن احمد ين على بن عمر بن يحيى علوى حسينى مى رسد كه ازعلماى قرن ششم بوده است.
💡 محمد بن حسن بن احمد بن على صامت قمى، از علمايى بود كه از قطع رابطه مستقيم باامام دچار تزلزل شد و كتابى در اين باب نوشت. به گفته او رواياتى را كه جمع آورىكرده، در الاصول الاربعماءة وجود داشته و پيش ازسال 260 ه - ق.به دست شيعيان نگارش يافته است.(614)
💡 بيست و ششم: و نيز روايت كرده از ابى محمّد بن حسن بن احمد كاتب، او گفت: در مدينهبودم (ظاهرا مراد مدينة السلام باشد، يعنى بغداد منه ) در آن سالى كه وفات كرد در آنسال، شيخ على بن محمّد سمرى.
💡 ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی شاعر نامآور پارسیزبان در سال ۳۵۰ هجری قمری زاده شد. امیر نصر برادر سلطان محمود غزنوی، وی را به غزنه فراخواند. سلطان محمود غزنوی به او توجه نشان داد و به او عنوان ملکالشعرایی داد. عنصری در سال ۴۳۱ هجری قمری درگذشت.
💡 ابومحمّد حسن بن احمد در ادامه افزود: من آن نامه و مرقومه شريفه را ديدم و چون روز ششمفرا رسيد به منزل وى آمديم، او را در حال احتضار يافتيم، به او گفته شد: وصىّ وجانشين تو كيست ؟