کلمه «آباد جای» به معنای مکانی است که دارای آبادی و رونق باشد و زندگی در آن جریان داشته باشد. این ترکیب در واقع به جایی اشاره میکند که از نظر امکانات طبیعی و انسانی شرایط مناسب دارد. در چنین جایی معمولاً آب کافی وجود دارد و زمین آن برای کشاورزی یا سکونت مناسب است. همچنین حضور مردم و فعالیتهای اجتماعی از نشانههای یک «آباد جای» به شمار میآید. در فرهنگهای لغت، واژههایی مانند «جای آباد» و «آباد بوم» برای توضیح همین مفهوم آمدهاند. «آباد بوم» به سرزمینی گفته میشود که آباد و دارای سکونت باشد. بنابراین «آباد جای» میتواند به هر منطقهای اطلاق شود که از حالت بیابانی یا خالی خارج شده و به محل زندگی تبدیل شده باشد. این واژه نشاندهنده رونق، سرسبزی و پویایی یک مکان است. در متون قدیمی فارسی، چنین ترکیباتی برای توصیف شهرها و روستاهای پرجمعیت به کار میرفته است. پس معنای دقیق آن، هر جای دارای آب، گیاه و مردم است که از نظر زندگی و عمران وضعیت مناسبی داشته باشد.
اباد جای
لغت نامه دهخدا
( آباد جای ) آبادجای. ( اِ مرکب ) آباد بوم. آبادی:
بپرسید از آن سرشبان راه شاه
کز ایدر کجایابم آرامگاه
چنین داد پاسخ که آباد جای
نیابی مگر باشدت رهنمای.فردوسی.
فرهنگ عمید
( آباد جای ) جای آباد، آبادبوم، هر جای آباد که در آن آب و گیاه و مردم باشند: چنین داد پاسخ که آبادجای / نیابی مگر باشدت رهنمای (فردوسی: ۶/۱۶۷ ).
فرهنگ فارسی
( آباد جای ) آباد بوم آبادی
جمله سازی با اباد جای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو گفت گوینده کای پاک رای من از نیمروزم وز آباد جای
💡 همی تا بود دشت و آباد جای به ویرانی اندر مکن هیچ رای
💡 نماند اندر آن کشور آباد جای مگر شهر و ایوان کشور خدای