واژه «آب خفته» در منابع لغوی و کاربردهای توصیفی فارسی به مجموعهای از معانی مرتبط با حالت سکون، پنهانبودن و یا فقدان حرکت آشکار در عناصر مختلف طبیعی و مصنوعی اشاره دارد. در معنای نخست، این ترکیب به آب راکد و ایستاده اطلاق میشود، یعنی آبی که جریان فعال و محسوس ندارد و در حالت سکون باقی مانده است. در معنای دوم، «آب خفته» به آب جاریای گفته میشود که حرکت آن به دلیل همواری مسیر یا تراکم بستر بهصورت آشکار دیده نمیشود و در ظاهر حالتی آرام و بیتحرک پیدا میکند. در برخی کاربردهای استعاری، این واژه به پدیدههای جوی مانند ژاله، برف، تگرگ و یخ نیز نسبت داده شده است، زیرا این موارد نیز نوعی آب در حالت جامد یا نیمهجامد و بدون جریان محسوب میشوند. همچنین در گسترش معنایی، «آب خفته» برای شیشه بلور نیز به کار رفته است، زیرا شفافیت و حالت جامد آن یادآور آب منجمد یا آرام گرفته تلقی شده است. در معنای نمادینتر، این ترکیب به شمشیر در غلاف نیز اشاره دارد، چرا که شمشیرِ پنهان در غلاف همچون آبی است که حرکت و خشونت آن مهار شده و در حالت سکون قرار دارد. این تنوع معنایی نشان میدهد که محور اصلی مفهوم «آب خفته» بر حالت پنهان، مهارشدگی و عدم ظهور حرکت استوار است. در همه این کاربردها، عنصر مشترک، نوعی آرامش ظاهری همراه با امکان یا استعداد حرکت و جریان درونی است. بنابراین این واژه هم در حوزه طبیعی و هم در حوزه استعاری و ادبی به کار رفته و از یک مفهوم فیزیکی به لایههای نمادین نیز گسترش یافته است.
اب خفته
لغت نامه دهخدا
( آب خفته ) آب خفته. [ ب ِ خ ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آب راکد. || آب جاری که جریان آن از تراکم یا همواری مجری محسوس نباشد.
فرهنگ فارسی
( آب خفته ) ( اسم ) ۱ - آب راکد آب ایستاده ۲- آب جاری که جریان آن از تراکم آب یا همواری مجری محسوس نباشد. ۳ - ژاله. ۴ - برف. ۵ - تگرگ. ۶ - یخ.۷ - شیشه بلور. ۸ - شمشیر ( در غلاف ).
آب راکد
جمله سازی با اب خفته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غلطند آب خفته باشد سیم یخ گواهی دهد بر این تسلیم
💡 در آبی نرگسی دیدم شکفته چو آبی خفته وز او آب خفته
💡 در خاک، دلم به یاد تیغش چون تشنه به یاد آب خفته ست
💡 جامهٔ خفته خورد از جوی آب خفته اندر خواب جویای سراب
💡 از گریه سلیم بی تو امشب چون موج به روی آب خفته ست