لغت نامه دهخدا
قارانی. [ نی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قاران. ( سمعانی ).
قارانی. ( اِخ ) فرح بن سهیل بن فرح، از اهل مصر. وی از عبداﷲبن وهب روایت کند. در محرم سال 238 هَ. ق. وفات یافت. ( سمعانی ).
قارانی. [ نی ی ] ( ص نسبی ) نسبت است به قاران. ( سمعانی ).
قارانی. ( اِخ ) فرح بن سهیل بن فرح، از اهل مصر. وی از عبداﷲبن وهب روایت کند. در محرم سال 238 هَ. ق. وفات یافت. ( سمعانی ).
فرح بن سهیل بن فرح از اهل مصر. وی از عبدالله بن وهب روایت کند و در محرم سال ۲۳۸ ق وفات یافت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این شهر دارای چندین رشته قنات قدیمی است که عبارتاند از ۱-قنات سیچانیق ۲- قنات میرمیر ۳-قنات قارانی ۴- قنات میرزا هادی ۵- قنات خواجهرشید ۶-قنات شورچشمه ۷- قنات شریف ۸-قنات میرحمید ۹-قنات حاج اسماعیل سویی ۱۰- قنات خرمنگاه که سابقاً آب شرب و کشاورزی شهر را تأمین میکردند ولی امروزه برخی از آنها به دلیل حفر چاه عمیق در نزدیکی آنها یا قرار گرفتن در مسیر توسعهٔ شهر خشکیده یا تخریب شدهاند.
💡 شیخ محمدحسن زیدآبادی (یا در برخی منابع شیخ محمدحسن سیرجانی کرمانی) متخلص به قارانی و مشهور به نبی السارقین یا پیغمبر دزدان (۱۲۳۰ تا ۱۳۱۰ هجری قمری در زیدآباد)؛ شاعر، نویسنده، طنزپرداز و روحانی ایرانی و از معاریف عصر قاجار بود که در اصلاح و بهبود مسائل زمان خویش تاثیرگزار بود. برخی نیز وی را در سلک اهل دل میدانند. او با نامههای مطایبهآمیز و سرشار از اشعار لطیف و در عین حال گزنده، خطاب به حکام و افراد مهم و مؤثر دوران خود، آنان را به عدالت و دادگری و دوری از بیداد و ستم فرا میخواند.