فقدان عاطفه

«فقدان عاطفه» در روان‌شناسی به حالتی گفته می‌شود که فرد توانایی تجربه، بروز یا درک احساسات و هیجانات عاطفی را به‌صورت طبیعی از دست می‌دهد یا این احساسات در او به‌شدت کاهش می‌یابد و کم‌رنگ می‌شود. این اصطلاح معادل عبارت انگلیسی Loss of Affect است و معمولاً برای توصیف وضعیت‌هایی به کار می‌رود که فرد واکنش هیجانی متناسب با موقعیت‌های عاطفی، اجتماعی یا فردی از خود نشان نمی‌دهد. افراد دچار فقدان عاطفه ممکن است در ظاهر سرد، بی‌تفاوت یا بی‌احساس به نظر برسند، حتی در شرایطی که معمولاً انتظار واکنش‌هایی مانند شادی، غم، همدلی یا هیجان وجود دارد. فقدان عاطفه اغلب در برخی اختلالات روان‌شناختی و روان‌پزشکی مانند اسکیزوفرنی، افسردگی شدید، اختلالات عصبی یا آسیب‌های مغزی مشاهده می‌شود و یکی از نشانه‌های بالینی مهم محسوب می‌گردد. در این حالت، مشکل لزوماً نبود کامل احساسات نیست، بلکه گاهی فرد احساسات را در درون خود تجربه می‌کند اما قادر به ابراز آن‌ها از طریق چهره، صدا یا رفتار نیست. تشخیص فقدان عاطفه معمولاً توسط روان‌شناس یا روان‌پزشک و بر اساس مشاهده رفتار، مصاحبه بالینی و بررسی نشانه‌های همراه انجام می‌شود و نیازمند ارزیابی تخصصی است.

فرهنگستان زبان و ادب

{loss of affect} [روان شناسی] ناتوانی در دادن پاسخ هیجانی مناسب

ویکی واژه

ناتوانی در دادن پاسخ هیجانی مناسب.

جمله سازی با فقدان عاطفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علی‌رغم نمایان شدن فقدان عاطفه، یافته‌های اخیر نشان می‌دهد که بسیاری از افراد مبتلا به اسکیزوفرنی از لحاظ عاطفی، خصوصاً به محرک‌های استرس‌زا یا منفی پاسخگو هستند، و این‌گونه است که حساسیت ممکن است سبب بروز آسیب‌پذیری نسبت به اختلال و علائم شود. برخی از شواهد نشان می‌دهد که محتوای باورهای پنداری و تجارب روانی می‌تواند منعکس‌کننده علل عاطفی اختلال باشند.