لغت نامه دهخدا
( فرتکة ) فرتکة. [ ف َ ت َ ک َ ] ( ع مص ) ریزه ریزه کردن چیزی را. || گام نزدیک گذاشته رفتن. || تباه گردانیدن کار را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
( فرتکة ) فرتکة. [ ف َ ت َ ک َ ] ( ع مص ) ریزه ریزه کردن چیزی را. || گام نزدیک گذاشته رفتن. || تباه گردانیدن کار را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «استخر» (همچنین به املای اصطخر) شکل فارسی نو ستخر (Stakhr) در فارسی میانه است و اعتقاد بر این است که به معنای «دژگاه/سنگر» است. به گفته ایرانشناس ارنست هرتسفلد، که استدلالهای خود را بر روی سکههای فرمانروایان فرتکه و شاهان پارس استوار کرده است، این ویژه فارسی میانه به نوبه خود از پارسی باستان *Parsa-staxra («دژگاه پارس») گرفته شده است که ارتباط نزدیک شهر با تخت جمشید در نزدیکی آن را میرساند.[الف] هرتسفلد حروف آرامی «PR BR» حکشده بر روی این سکهها را به عنوان مخفف آرامی prsʾbyrtʾ («قلعه پارسه») تفسیر کرده است، که به نوبه خود ممکن است معادل فارسی باستان واژگان یادشده باشد. اختصار «ST» که به معنای استخر است بر روی سکههای ساسانی نیز آمده است. استخر در سریانی به عنوان Istahr و در ارمنی به عنوان Stahr گواهی شده است. احتمالاً در تلمود به صورت Istahar آمده است.
💡 اِصطَخر یا اِستَخر (به پارسی میانه: ت.ت. 'سْتَخر') که تخت طاووس نیز نامیده شده، شهری باستانی در استان فارس در ۵ کیلومتری شمال تخت جمشید در جنوب غربی ایران بود. این شهر از سده سوم پیش از میلاد تا اوایل سده سوم پس از میلاد بهعنوان پایتخت فرتکهها و شاهان پارس شکوفا شد. این شهر در زمان شاهنشاهی ساسانیان (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) به اوج شکوفایی خود رسید و زادگاه خاندان ساسان بود. اصطخر از سال ۲۲۴ تا ۲۲۶ میلادی برای مدت کوتاهی بهعنوان نخستین پایتخت شاهنشاهی ساسانی و سپس بهعنوان شهر اصلی و مرکز مذهبی استان پارس ساسانی فعالیت کرد. این شهر در زمان حمله اعراب به ایران بهدلیل مقاومت سرسخت خود که منجر به کشته شدن بسیاری از ساکنان آن شد، مورد توجه قرار گرفت.