عینک زدن

مترادف‌ها

عینک گذاشتن

لغت نامه دهخدا

عینک زدن. [ ع َ / ع ِ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) قرار دادن عینک بر چشم. نصب کردن عینک برابر چشم خود. ( فرهنگ فارسی معین ).استعمال عینک. بکار بردن عینک. رجوع به عینک شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) نصب کردن عینک برابر چشم خود.

جمله سازی با عینک زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زرتشتیان برای لباس پوشیدن نیز تحت تبعیض قرار داشتند. آنان اجازهٔ پوشیدن لباس‌های نو و سفید رنگ را نداشتند و مجبور به پوشیدن لباس‌های مندرس زرد رنگ بودند تا از دیگران تشخیص داده شوند. آنان اجازهٔ پوشیدن پالتو را نداشتند و به جای آن مجبور به پوشیدن قبا و گیوه حتی در زمستان بودند. عینک زدن، پوشیدن ردای بلند، شلوار، کلاه، چکمه، جوراب، پیچیدن عمامهٔ تمییز و تنگ، همراه داشتن ساعت یا حلقه همگی برای زرتشتیان ممنوع بودند. در روزهای بارانی آنان مجاز به داشتن چتر یا حضور در انظار عمومی نبودند؛ زیرا طبق نظر مسلمانان آبی که به بدن و لباس آنان برخورد می‌کرد می‌توانست باعث نجاست مسلمانان شود.

💡 او عادت دارد برای مطالعه کتاب‌های پرحجم و انجام کارهای دقیق، همیشه عینک زدن را در اولویت قرار دهد تا دچار خستگی بیش از حد چشم نشود.

💡 بسیاری از افراد به دلیل مشکلات بینایی، به طور مداوم از عینک زدن استفاده می‌کنند تا بتوانند دید واضح و شفافی از محیط اطراف خود داشته باشند.

💡 اگر هنگام کار با صفحه نمایش کامپیوتر احساس خستگی می‌کنید، شاید لازم باشد بررسی کنید که آیا عینک زدن برای شما ضرورت پیدا کرده است یا خیر.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران