در یک معنا، عنابس به معنای «شیر بیشه» یا «شیر» است و به قدرت، شجاعت و جثه بزرگ این حیوان اشاره دارد. این معنا در منابعی مانند «منتهی الأرب» و «آنندراج» و «ناظم الاطباء» ذکر شده است و با واژه «اسد» نیز هممعنی است. علاوه بر این، عنابس لقب شش نفر از قریش و از اولاد امیه بن عبدشمس بوده است. این شش نفر عبارتاند از حرب، ابوحرب، سفیان، ابوسفیان، عمرو و ابوعمرو که لقب عنابس یعنی «شیر یافته» به آنها داده شده بود. بر اساس منابع قدیمی، سایر اعضای این خاندان به جای آنها «اعیاص» نامیده میشدند و تنها این شش نفر عنابس لقب داشتند. استفاده از این لقب نشاندهنده شجاعت، قدرت و برجستگی این افراد در میان قبیله و جامعه بوده است. بنابراین، این واژه هم میتواند به حیوانی شجاع و قدرتمند مانند شیر اشاره داشته باشد و هم به لقب افرادی از خاندان قریش اطلاق شود.
عنابس
لغت نامه دهخدا
عنابس. [ ع ُ ب ِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). اسد. ( اقرب الموارد ).
عنابس. [ ع َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عنبسة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عَنبسة شود.
عنابس. [ ع َ ب ِ ] ( اِخ ) نام شش تن در قریش از اولاد امیةبن عبدشمس، آن شش کس حرب و ابوحرب و سفیان و ابوسفیان و عمرو و ابوعمرو باشند که لقب عنابس، یعنی شیر یافته اند. و جز این شش تن را اعیاص خوانند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با عنابس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در تاریخ برای امیه بن عبدشمس ۱۰ فرزند پسر ذکر شدهاست. حرب، ابوحرب، سفیان و ابوسفیان که به ایشان عنابس گفته میشود. عاص، ابوالعاص، عیص، ابوالعیص که به اعیاص مشهورند؛ و دو فرزند دیگر به نامهای عمرو و ابوعمرو هستند. از میان ایشان دو تن در کودکی از میان رفتند و از دو دیگر نسلی برجای نماند.