لغت نامه دهخدا
طلاق بدعت. [ طَ ق ِ ب ِ ع َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طلاق حائض غیرآبستن یا نفساءاست با حضور زوج یا مسترابه بیش از سه ماه و سه طلاق مرسلاً ( پشت سر هم ) بطوری که در شرط سوم از شرایط صیغه طلاق مذکور است. ( از ترجمه تبصره علامه ص 292 ).
طلاق بدعت. [ طَ ق ِ ب ِ ع َ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طلاق حائض غیرآبستن یا نفساءاست با حضور زوج یا مسترابه بیش از سه ماه و سه طلاق مرسلاً ( پشت سر هم ) بطوری که در شرط سوم از شرایط صیغه طلاق مذکور است. ( از ترجمه تبصره علامه ص 292 ).
طلاق حائض غیر آبستن یا نفسائ است با حضور زوج یا مسترابه بیش از سه ماه و سه طلاق مرسلا بطوریکه در شرط سوم از شرایط سیغه طلاق مذکور است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از سرنگونی محمد بن زید، حسن بن علی اطروش الناصر للحق حسینی که در گیلکجان و هَوسَم فعال بود و سبب تغییر دین دیلیمانِ شمال سلسله جبال البرز و گیلکهای شرق سفیدرود شده بود، در سال ۳۰۱ آمل را فتح و حکومت زیدی را در طبرستان احیا کرد. او تا زمان مرگش در سال ۳۰۴ق حکومت را در اختیار داشت. نوشتههای بیشماری در فقه و اعتقادات از او به جای ماندهاست و عموماً به عنوان «امام» شناخته شدهاست. تعالیم او تا اندازهای با تعالیم قاسم بن ابراهیم فرق داشت، ولی در آرای اساسی اعتقادی به آرای قاسم شباهت داشت. اما او به طرزی جدلی، ضد معتزلی بود. او در فقه و شریعت، به سنت زیدی کوفی نزدیک تر از قاسم بود و اغلب به عقیده شیعه امامی نیز نزدیک میشد. او در باب ارث نظر فقه امامیه را پذیرفت و دیدگاه تبعیضآمیز اهل سنت دربارهٔ ارث را که با خاندان پدری منطق میشود نپذیرفت. او همچنین تحریم امامیه دربارهٔ طلاق بدعت را پذیرفت.