طرح افکندن

لغت نامه دهخدا

طرح افکندن. [ طَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پی افکندن. بنیاد نهادن:
پادشاهی که طرح ظلم افکند
پای دیوار ملک خویش بکند.سعدی.- طرح عمارت افکندن؛ بنیان نهادن بنا.
و رجوع به مجموعه مترادفات ص 239 شود.

فرهنگ معین

( ~. اَ کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) بنیان نهادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پی افکندن بنیان نهادن ( عمارت و جز آن ).

ویکی واژه

بنیان نهادن.

جمله سازی با طرح افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از مهم‌ترین کتاب‌های او در فلسفه اثر هستی و زمان است. او در این کتاب به نقد تاریخ فلسفه غرب که به تعبیر هایدگر همان تاریخ متافیزیک است، پرداخته است و در پی طرح افکندن هستی‌شناسی تازه‌ای است که خود آن را هستی‌شناسی بنیادین می‌خواند؛ چرا که نزد او تاریخ متافیزیک، تاریخ غفلت از وجود و افتادن در ورطه موجود انگاری است. مقصود هایدگر از این تعبیر آن است که تاریخ کنونی فلسفه، با خلط موجودشناسی و وجودشناسی، از شناخت وجود به معنای اصیل آن بازمانده است.

💡 پرسش چهارم که نظریه‌پرداز ایرانی و تشریح کرده است، این است که کدام متغیرها، کنش‌های مرزی را تقویت یا تعدیل کرده‌اند؟ در پاسخ به این پرسش نشان می‌دهد که گاهی روابط یا نسبت‌های خانوادگی توانسته است این نوع کنش را تسهیل یا حتی تقویت کند. همچنین ویژگی‌های شخصی مانند هوش کنشگر -در غیاب ساختارهای هوشمند- اهمیت زیادی داشته است. توانایی شخص کنشگر در خلاقیت یا در طرح افکندن ابتکارات نیز امکان این نوع کنشگری را تشدید و تقویت کرده است. سوای این خصایص فردی و خانوادگی و خاندانی عوامل محیطی و خارجی مانند بحران‌ها نیز تشدیدکننده بوده‌اند. گاهی بحران‌ها گوش دولت‌ها را شنواتر کرده است و به این ترتیب کنش‌های مرزی را تقویت کرده‌اند.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز