پس افکندن

لغت نامه دهخدا

پس افکندن. [ پ َ اَ ک َ دَ / دِ ] ( مص مرکب ) چیزی از درآمد خود ذخیره کردن. اندوخته ساختن. ذخیره کردن. || تأخیر. بعقب انداختن. || میراث گذاشتن. ( برهان قاطع ). || پس افکندن کار را، مساوَفه.

فرهنگ معین

( ~. اَ کَ دَ ) (مص م. ) پس انداز کردن، ذخیره کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- ذخیره کردن اندوختن. ۲- بعقب انداختن ( کاررا ) تاخیر. ۳- میراث گذاشتن.

ویکی واژه

پس انداز کردن، ذخیره کردن.

جمله سازی با پس افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چند جاسوسش از پس افکندند بی‌درنگش به محبس افکندند

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز