لغت نامه دهخدا
( ضرفة ) ضرفة. [ ض ُ ف َ ] ( ع اِمص ) بسیاری. گویند: هو فی ضرفة خیر؛ ای کثرته. ( منتهی الارب ).
ضرفة. [ ض َ رِ ف َ ] ( ع اِ ) یکی درخت انجیر. ( منتهی الارب ). انجیر وحشی. درخت کوهی. ج، ضرف. ( مهذب الاسماء ).
( ضرفة ) ضرفة. [ ض ُ ف َ ] ( ع اِمص ) بسیاری. گویند: هو فی ضرفة خیر؛ ای کثرته. ( منتهی الارب ).
ضرفة. [ ض َ رِ ف َ ] ( ع اِ ) یکی درخت انجیر. ( منتهی الارب ). انجیر وحشی. درخت کوهی. ج، ضرف. ( مهذب الاسماء ).
یکی درخت انجیر ٠ انجیر وحشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صرفه به مقیاس: وقتی منحنی هزینه کل در دراز مدت به سمت پایین شیب پیدا کند، مقادیر بالاتر هزینه، متوسط کمتری دارند. این امر برای بسیاری از بنگاه ها به دلیل گسترش و کارآیی بیشتر به آنها امکان می دهد تا هزینه های متوسط را به حداقل برسانند. به این می گویند ضرفه به مقیاس.