لغت نامه دهخدا
( صوفی آباد ) صوفی آباد. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران، واقع در هفت هزارگزی شمال باختر کرج و سه هزارگزی شمالی راه شوسه کرج به قزوین. این دهکده در دامنه واقع و هوای آن معتدل است. 43 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و رودخانه کرج. محصول آنجا غلات، بنشن و چغندر قند و دارای باغات میوه، قلمستان است. از راه حصارک میتوان بدانجا اتومبیل برد. بنای قدیمی آن مقبره امامزاده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
صوفی آباد. ( اِخ ) دهی است از دهستان سرخه بخش مرکزی شهرستان سمنان، واقع در 12 هزارگزی جنوب باختری سمنان و 5 هزارگزی ایستگاه بیابانک. این ده در جلگه واقع وهوای آن معتدل و خشک است و 250 تن سکنه دارد. آب آن از قنات. محصولش غلات، پنبه، تنباکو، خربزه و هندوانه. شغل اهالی زراعت، صنایع دستی زنان کرباس بافی و راه آن مالرو است و از طریق سرخه اتومبیل میتوان برد. آثار باستانی آنجا بنای خانقاه شیخ علاءالدوله سمنانی است و تاریخ بنای آن منسوب به جمال الدین عبدالوهاب وزیر سلطان خدابنده است. مزارع طیبه، عطیه و خیرآباد جزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
صوفی آباد. ( اِخ ) دهی است از دهستان چهریق بخش سلماس شهرستان خوی، واقع در 18500 گزی شمال باختری سلماس و 3 هزارگزی شمال راه ارابه رو علی بلاغی به سلماس. این دهکده در دره واقع و هوای آن سردسیر و سالم است. 40 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی می باشد. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
صوفی آباد. ( اِخ ) دهی است از دهستان گاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج، واقع در 62 هزارگزی شمال خاوری کامیاران و 12 هزارگزی شمال خاوری امیرآباد. کوهستانی و سردسیر است. 114 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
صوفی آباد. ( اِخ ) دهی است از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در28 هزارگزی شمال باختری درمیان و 3 هزارگزی خاور راه شوسه عمومی بیرجند. کوهستانی و هوای آن معتدل است. 11 تن سکنه دارد. آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات، شلغم. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).