لغت نامه دهخدا
شروال. [ ش ِرْ ] ( معرب، اِ ) سروال و ازار. ( ناظم الاطباء ). لغتی است در سروال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شلوار. صورتی از شلوار. رجوع به سروال و شلوار شود.
شروال. [ ش ِرْ ] ( معرب، اِ ) سروال و ازار. ( ناظم الاطباء ). لغتی است در سروال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شلوار. صورتی از شلوار. رجوع به سروال و شلوار شود.
سروال و ازار لغتی است در سروال
💡 ۱. واژهی شلوار در اصل شَروار و شَروال بودهاست که عربها آن را سروال گفته و جمع آن را سراویل گویند. در آذری، لری و کردی نیز شروال گفته میشود. در زبان مجاری آن را شلواری (Schalwary) و در لاتین آن را سارابارا (Sarabara) گویند. در انگلیسی واژه pajama از دو واژهٔ فارسی «پا» و «جامه» ساخته شدهاست. در پارسی پهلوی، بدان سلوار گفته میشدهاست.