لغت نامه دهخدا
شخلی. [ ش َ ] ( اِ ) سیخ گیاه و خار گیاه را گویند نه خار گل را. ( برهان ). خار گیاه بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( سروری ). خار گیاه. ( شرفنامه منیری ).
شخلی. [ ش َ ] ( اِ ) سیخ گیاه و خار گیاه را گویند نه خار گل را. ( برهان ). خار گیاه بود. ( فرهنگ جهانگیری ) ( سروری ). خار گیاه. ( شرفنامه منیری ).
سیخ گیاه و خار گیاه را گویند نه خار گل را. خار گیاه بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از بازگشت از جنگ، دوباره شروع به نوشتن کرد و اولین رمان خود را با عنوان حکیم ناقیلی (به ترکی آذربایجانی: Həkimin nağılı) (فارسی: داستان دکتر) در سال ۱۹۴۷ منتشر شد. اسماعیل شخلی در طول سالهای ۱۹۶۸–۱۹۶۵ مدیریت اتحادیه نویسندگان جمهوری آذربایجان را بر عهده داشت. سپس مابین سالهای ۱۹۷۶–۱۹۷۸ سردبیر مجله آذربابجان بود
💡 اسماعیل شخلی (ترکی آذربایجانی: İsmayıl Şıxlı) با نام کامل اسماعیل شخلی قهرمان اوغلو (به ترکی استانبولی: İsmayıl Şıxlınski Qəhrəman oğlu) (متولد ۱۹۱۹ قازاخ - درگذشت ۱۹۹۵ باکو) نویسنده و شاعر معاصر آذربایجانی بهشمار میرود.