لغت نامه دهخدا
شاه پسرمرد. [ پ ِ س َ م ُ ] ( اِخ )دهی از دهستان بوشگان بخش خورموج شهرستان بوشهر. دارای 200 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن خرما، تنباکو و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
شاه پسرمرد. [ پ ِ س َ م ُ ] ( اِخ )دهی از دهستان بوشگان بخش خورموج شهرستان بوشهر. دارای 200 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن خرما، تنباکو و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
ده ٠ از دهستان بوشگان بخش خورموج شهرستان بوشهر ٠ آب: چشمه ٠ محصول: خرما تنباکو و لبنیات ٠
شاه پسرمرد، روستایی است از توابع بخش بوشکان در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران.
این روستا در دهستان پشتکوه قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۱۲نفر ( ۲۳خانوار ) می باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غضنفرالسلطنه بعلت هماهنگی با شورش علیه رضاخان مورد غضب حکومت مرکزی قرار گرفت. در پی اعلام سیاست خلع سلاح جنوب توسط حکومت مرکزی پهلوی اول، در ۴ آذر ۱۳۰۸ خورشیدی با مأموریت فوج گارد نادری قتل غضنفرالسلطنه نیز تصویب شد و وی در شب ۲ اسفند ۱۳۰۸ خورشیدی در نزدیکی آرامگاه شاه پسرمرد دشتستان کشته شد. قتل وی همچنین در شب ۲۲ رمضان مطابق اواخر بهمن ۱۳۰۸ خورشیدی توسط یکی از گماشتگان دولت پهلوی نقل شدهاست.