لغت نامه دهخدا
سیاه ولیک.[ وَ ] ( اِ مرکب ) نامی است که در کتول بدرخت ولیک دهند. ( جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 237 ). رجوع به ولیک شود.
سیاه ولیک.[ وَ ] ( اِ مرکب ) نامی است که در کتول بدرخت ولیک دهند. ( جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 237 ). رجوع به ولیک شود.
نامی است که در کتول بدرخت ولیک دهند
💡 بهطور کلی عوامل آب و هوایی، توپوگرافی و خاک در تشکیل گونههای گیاهی متراکم و متنوع نقش اساسی دارند. در گستره این منطقه، سه تیپ مراتع ییلاقی، مراتع قشلاقی و جنگلی را میتوان یافت. در منطقه آق داغ گونههای گیاهی شامل: گونههای درختی و درختچه ای: شیرخشت، قره آغاج، قره میخ، قره تیکان، چالی، چاکلانقوش، آلوچه، ارس، عناب، ازگیل، چبتنه، بید، دوشان آلماسی، گز، قیچ، گلابی، ککم، مو، خیار، سنجد، شیلان، آلی، زرشک، سیاه کوتی، یمیشان، سیاه تلو، سیاه ولیک، بلوط، داغداغان، آردوج، زبان گنجشک. گونههای مرتع شامل: چجم، شبدر، خشخاش، علف پشمکی، یملک، سیرکوهی، شیرسگ، گاو زبان، زرد پیاز، انواع یونجه، فستوک گوسفندی، آویشن، انواع گون، درمنه، کلاه میرحسین، چوبک، گزنه، چاودار، سبزواش، جو، علف گندمی، پنجک، دانه قناری، پونه، تره تیزک، کاکوتی، خاکشیر، اسپرس، تشکر، میخک، بومادران، بابونه، جارو، بولاق اوتی، شاطرا، اسپند، دم روباه، یولاف، ریواس، تره وحشی(آلوسا)، کنگر، چممک(شبیه شوید)، چریش، مرزه، ثعلب، نوروزگلی، بنفشه، گلپر.