لغت نامه دهخدا
سور دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مهمانی دادن. ضیافت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
سور دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مهمانی دادن. ضیافت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
(دَ ) (مص ل. ) مهمانی دادن.
( مصدر ) مهمانی دادن ضیافت کردن.
مهمانی دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارسطو خودرویی گرانقیمت میخرد و خانواده را برای سور دادن به گردش میبرد امّا در میانهٔ راه، ماشین چپ میکند و در رودخانه میافتد. خانواده نقی معمولی بر اثر این حادثه، صدمات شدیدی دیدهاند و همین موضوع منجر به کدورت و قطع ارتباط نقی با ارسطو شده است. پس از مدتی، نقی که بهخیال گرفتن مجوز داوری کشتی و عوض شدن روحیه، با خانواده اش عازم ترکیه میشود. اما هنوز پایش به ترکیه نرسیده درمیابد که این سفر نقشه ارسطو بوده برای استفاده کردن از گذرنامههای آنها به قصد آوردن لباس از ترکیه. این موضوع باعث تنش مجدد میان نقی و ارسطو میشود. این تنشها با موضوع خواستگاری رحمتالله در بالنی که آنها در ترکیه سوار میشوند به اوج خود میرسد. اما مسئول هدایت بالن بر اثر مصرف مشروبات الکلی سکته کرده و بالن از مدیریت خارج شده و به سمت سوریه و جبههٔ داعش میرود…