لغت نامه دهخدا
سنگلاخه. [ س َ خ َ / خ ِ ] ( اِ مرکب ) انبوهی سنگها چه لاخ برای افاده معنی کثرت است. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). سنگستان. سنگلاخ. ( ناظم الاطباء ).
سنگلاخه. [ س َ خ َ / خ ِ ] ( اِ مرکب ) انبوهی سنگها چه لاخ برای افاده معنی کثرت است. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). سنگستان. سنگلاخ. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که در مسیر بادهای مرطوب سیستمهای مدیترانهای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانهها میگردد، این منطقه دارای بارش نسبتاً مناسب است به حدی که با وجود داشتن مساخت بسیار محدود، درصد قابل توجهی از منابع آب استان را در اختیار دارد. گوه بر این ادعا وجود سه رودخانه بسیار پرآبی است که از این منطقه سرچشمه میگیرد یا عبور میکند و سرچشمههای رود پرآب کارون را تشکیل میدهد. ریزشهای جوی و برف و باران درکوههای این استان منشأ معروفترین رودخانههای دائمی جنوب غربی و مرکزی ایران یعنی کارون و زاینده رود هستند و بخشی از آبخیزهای این دو رودخانه را شامل میشود. کارون بزرگترین رودخانه ایران که به سبب سد سازیهای فراوان و انتقال نادرست اب به استانهای یزد و کوهای چهارمحال و بختیاری برای آبیاری درختان بادام در سنگلاخههای کوهه، این دو رودخانه دائمی در معرض تهدید قرار گرفتهاند.