زرورقی

لغت نامه دهخدا

زرورقی. [ زَ وَ رَ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به زرورق. مانند زرورق. به رنگ زرورق. || نوعی از بهترین خرما در جیرفت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با زرورقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کپور (سرده) (نام علمی: Cyprinus) نام یک سرده از تیره کپورماهیان است. اکثر گونه‌های در شرق آسیا زندگی می‌کنند ولی فقط کپور است که در غرب آسیا و اروپا دیده می‌شود. از آنجایی که کپورها از جمله گونه‌های مهاجم هستند در دیگر نقاط دنیا هم دیده شده‌اند. از منظر آرایه‌شناسی زیستی کپور به ریشک‌ماهی زرورقی نزدیک هستند ولی کاراسیوس‌های اوراسیای شرقی (شامل ماهی قرمز) به کپور نزدیکی چندانی ندارند.

💡 در پویانمایی‌های سنتی، فریم‌های جداگانه یک فیلم در ابتدا روی کاغذ نازک زرورقی روی منبع نور کشیده می‌شدند. پویانماگرها (عمدتاً تصویرگرمیانی‌ها) نقاشی‌های قبلی و بعدی را دقیقاً در زیر نقاشی کار قرار می‌دادند، به طوری که می‌توانستند «در بین» را ترسیم کنند تا حرکتی نرم داشته باشند.

💡 ریشک‌ماهی زرورقی (نام علمی: Barbonymus) نام یک سرده از تیره کپورماهیان است.