رکل

لغت نامه دهخدا

رکل. [ رَ ] ( ع اِ ) گندنا، و خوردن آن بعد از غذامانع ترش شدن طعام است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). درلهجه عبدالقیس گندنا را گویند. ( از اقرب الموارد ).گندنا و کراث. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گندنا شود.
رکل. [ رَ ] ( ع مص ) بپای زدن اسب راتا بدود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( ازاقرب الموارد ). || به یک پای زدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || به یک پای لگد زدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). لگد زدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). لگد زدن. ( یادداشت مؤلف ). پای فراکسی زدن. ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

بپای زدن اسب را تا بدود به یک پای زدن بیک پای لگد زدن

جمله سازی با رکل

💡 رکل تورس (انگلیسی: Raquel Torres; ۱۱ نوامبر ۱۹۰۸ – ۱۰ اوت ۱۹۸۷) هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا بود.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز