رهساز

مترادف‌ها

راهگشا، مسیرساز

متضادها

پیرو، دنباله‌رو

لغت نامه دهخدا

رهساز. [ رَ ] ( نف مرکب ) راهساز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به راهساز شود.

جمله سازی با رهساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حقیقت این آثار که به شکل چند مجموعه جوقن سنگی دیده می‌شود به رسم گبرنشین‌های دوران پیش از اسلام نشان از رهسازی یا خاکسپاری اجساد مردگان بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران