لغت نامه دهخدا
روزبیننده. [ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) روزبین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روزبین شود.
روزبیننده. [ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) روزبین. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به روزبین شود.
روز بین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنم را روز فرخنده کنونست دلم را چشم بیننده کنونست